عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
756
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
حرام بود . نشايد كه دينارى درست بدينارى و حبهء قراضه بفروشد ، يا دينارى كه صنعت و ضربش نيك بود بدينارى و حبهء كه صنعت و ضربش بد بود بفروشد ، بل كه نيك و بد ، شكسته و درست برابر بايد ، پس اگر جامهء بدينارى درست بخرد و آن جامه بدينارى و دانگى قراضه هم با وى فرو شد ، درست بود و مقصود حاصل شود . و زر هريوه « 1 » كه در وى نقره باشد نشايد بزر خالص فروختن ، و نه بسيم خالص و نه بزر هريوه ، بل كه چيزى در ميان بايد كرد ، و هر زرينه كه زر وى خالص نبود همچنين . و عقد مرواريد كه در وى زر بود نشايد بزر فروختن و جامهء كه بزر بود همچنين ، مگر كه زر جامه آن قدر بود كه اگر بر آتش عرضه كنند چيزى از آن بحاصل نيايد كه مقصود بود ، اين بيان بيع نقود است و باز نمودن كيفيت ربا در آن ، و بيش ازين نگوئيم كه دراز شود اما طعام بطعام نشايد بنسيه فروختن اگر چه دو جنس باشد ، بلكه هم در مجلس عقد بايد كه تقابل برود ، لكن زيادتى شايد چون دو جنس بود ، و اگر يك جنس باشد چنانك گندم بگندم ، يا جو بجو يا خرما بخرما ، هم بنسيه فروختن نشايد ، و نيز زيادتى نشايد ، بل كه برابر بايد به پيمانه يا بتر ازو ، و برابرى در هر چيز بدان نگاه دارند كه عادت آن بود ، و گوسپند بقصاب دادن به گوشت ، و گندم بخباز دادن بنان ، و كنجيد و كوز مغز بعصار دادن بروغن اين هيچ نشايد و بيع نه بندد . لكن اگر آن بدهد و اين فراستاند و از يكديگر به شرط خود حلالى خواهند وى را مباح بود خوردن ، و نشايد مويز بانگور فروختن و نه خرماى خشك برطب و نه انگور بانگور و نه رطب برطب و نه سركه به سركه و نه عسل بعسل و نه كنجيد بروغن و نه گوسپند به گوشت و نه نان بآرد و نه آرد بآرد و نه گندم بآرد ، از بهر آنك در بيع اين طعامها مماثلت شرط است و مماثلت ميان آن معلوم مىنشود ، و مماثلت برابرى است چون معلوم مىنشود كه برابراند همچون زيادتى باشد در يك جانب ، و زيادتى ربوا است ، چنانك در خبر گفت « من زاد او استزاد فقد اربى » و على الجملة كار ربا ، كارى دشخوار است محظور و دريافت آن دقيق و پرهيز كردن از آن فريضه . ابن مسعود گفت - الربوا سبعون بابا فدعوا ما يريبكم الى ما لا يريبكم - و عمر خطاب گفت - آخر ما انزل اللَّه عز و جل - آيات الربوا ، و ان النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مات
--> ( 1 ) هريوه : بكسرتين و ياء مجهول و واو مفتوح زر خالص رائج ( فرهنگ رشيدى )